دلم برای تو مادرم می سوزد
انگار به دنیا امده بودی که خیری نبینی
نه از پدر
نه از مادر
نه از همسر
و نه از من
به قول یک بزرگی اگر بدی در حق تو کردم کاش قیامت باشد و آتش و آن شعله¬ها که بسوزاندش و پاکش کند.
روزت مبارک
دلم برای تو مادرم می سوزد
انگار به دنیا امده بودی که خیری نبینی
نه از پدر
نه از مادر
نه از همسر
و نه از من
به قول یک بزرگی اگر بدی در حق تو کردم کاش قیامت باشد و آتش و آن شعله¬ها که بسوزاندش و پاکش کند.
روزت مبارک
این روز ها انقدر نوشته های زیبا خوانده ام که جرأت نوشتن ندارم
ببین چه تلخ شده ام
کلام من دگر شیرن نمی شود چرا
بیا که بغض من گذشته از مردی
دیگر شعر مستم نمی کند
باید شراب خورد...
اری بترس از این زخم ها
نمان
سر که باز کند تو هم مریض میشوی...
به خیال بودنت قسم که من ترسیده ام
یاد هشدار نبودن با بی چیزان یادت هست
حالا من از همان ها شدم
کمی بترس
دیگر ارزش حل شدن ندارم
فکر کردم برم 4تا دختر وبلاگ نویس لینک کنم که هی اونا بیان نقد یا تمجید کنن منو هی من برم اونارو نقد کنم و تمجید کنم انقد که بوی تعفن ادبیات ازمون بلندشه
سراخرم عاشق هم شیم و بعدم همدیگرو به لجن بکشیم
چقدر شعرهای دروغ می شود نوشت
این رورها فکرمیکنم غزل ها دروغ اند
من درحال سقوطم یا عروج
کاش هیچکدام نباشد
هیچی برام خوشایندتر از این نبود که وقتی دارم برا یه نخ سیگار باقی مونده باخودم کلنجار میرم که الان بکشم یا وقت خوابیدن در پاکت رو که باز میکنم ببینم دو نخ سیگار دارم...
پی نوشت:
ای که زاده ی اسیایی و میگن جبر جغرافیایی
ای که لنگ در هوایی و صبحونت شده سیگارو چایی
ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت کی با ما راه میایی جون مادرت ...
دوستان مهاجر (مهاجم) جای دیگری را برای چریدن انتخاب کنید اینجا خاکش شور است...
چقد وقتی محدود ننویسی بهتره
چقد وقتی برا یه شخص ننویسی بهتره
چقد کلافه ام این روزا
دلم چی میخواد
دلممممممممممممممممممممممممممممممم داره داد میزنه ازت متنفرممممممم
همش دروغه تو دروغی من دروغم
من هیچی نیستم
فکر کردی چیییییی
لعنت به همتون
لعنت به من
ترسووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو